اینروزا خیلی مشغولم... بارها و بارها این صفحه رو باز کردم تا بنویسم اما نمیدونم چرا نوشتنم نیومد...

خیلی سرگرم کار جدیدم شدم... راضی ام

خیلی چیزا رو ازم دور کرده...

دیروز با دوستام رفتیم خانه سالمندان... وحشتناک بود.

آدمای فراموش شده ایی که شاید دارن تقاص کاراهای گذشته رو پس میدن و الان تاوان تنهایی و فراموش شدن تحمل میکنن...

حالم گرفته شد... نمیدونم چی بگم... خیلی سعی کردم بغضم رو نگه دارم... موفق هم بودم

با یه استاد اشنا شدم بنام لیلاج... یه نمونه شعر ازش میذارم... شاید دوست داشتین.

 

پ.ن: هی گاد! همه رو عاقبت به خیر کن... و اگه قراره یه روز محتاج کسی بشم من رو بکش...

 

سالهاست

             بجای قدم بر زمین

             قلم بر کاغذ میزنم

             قلم با مرکب دل

             و اشک چشم میزنم

            خطم سرخ ، شعرم سرخ و عشقم سرخست ...

            من شب و روز بر کاغذ

            نقش شقایق میزنم 

 

 

 

 

 

/ 27 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسرین بهجتی

[دست] این برای رانندگی ات و امتیاز معره که ات[دست]این برای شعرت[دست]این هم برای خودت عزیزم

مریم و محسن

نگو از خانه سالمندان دلم آدم خیلی می گیره وقتی می بینتشون شعر قشنگیه

محمد

دلم خیلی گرفت.به من هم سر بزن www.gamebazsp.persianblog.ir

نوید

سلام ممنون از لینکت راستی من یادم نمیاد گفته باشم بی معرفتی اگه ام گفتم معذرت میخوام مراقب خودت باش [گل]

مهرداد محمودی

درود آلیس کوچولو خیلی خوب است که مشغول هستی این باعث میشه که زنده بود را درک کنی و کار زیبای کردی، منطورم دیدار از سالمندان است. و جالب تر از همه پیدا کرد دوست، آن هم شاعر شعر بسیار زیبا و دلنشین است و رفتار و کردار تو جذاب تر از همه چیز " هزاران گل سرخ "

یونس

آمین... نه آمین پادشاهی بود که به خواب رفته بود و در رویا خود را گدا می دید. آن پادشاه تویی از خواب گران بیدار شو[لبخند]

یونس

آمین... نه آمین پادشاهی بود که به خواب رفته بود و در رویا خود را گدا می دید. آن پادشاه تویی از خواب گران بیدار شو[لبخند]

زلال

( شبگرد ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ - دوشنبه، ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٥ وبلاگت کمه به وبلاگم سر بزن خوشحال می شم ) اینو توی خاطراتم پیدا کردم .... زدم و دیدم هنوز هستین ... خوشحالم که یه ( نمیدونم چی باید اسمش رو بزارم ) رو باز پیدا کردم . موفق باشی [گل]

نوید

نکنه یه روز وبلاگتووو دیگه بروز نکنییی[نگران]