اوووووف

اینروزا اینقدر کار دارمممممممممم... خسته شدم...

رفتم سر یه کار جدید... فوق العاده اس. رئیس دفتر اصفهان شدم. بازم خانم مدیر اومد.

بعله

کلاس رانندگی هم اسم نوشتم الان جلسه چهارم کلاس عملی رو میگذرونم. کلا همه چیز خدا رو شکر مرتبه...

فقط خیلی خیلی کارام قاطی و پاتی شده. این ترم کلاس زبان نرفتم

سرکلاسمون هشت تا پسر بودن و من یه دختر... خیلی اذیت کردن. نه اینکه از پسشون بر نیاماااا، نههه ولی خب اینقدر خسته بودم که حال کل کل باهاشون رو نداشتم.

 

خلاصه دوستان... زنده ایم و مشغول.

 

پ.ن: هی گاد ! از همه محافظت کن. آمین

/ 31 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نوید

نمیخوای یک عدد یر به کا بزنی آیا؟[عصبانی]

فرشته

بیا بیا نی نی مونو ببین[خجالت] منو که با احساسم بازی کردی نگرفتی واسه داداشت بیا نی نی مونو بگیر واسه اون داداشت[نیشخند]

...

انقدر اصفهان بی صاحاب و بی کس و کار مونده که تو رو رئیس دفتر کردن[سبز] دوست من خودنمایی حدی داره[پلک]

...

من با تو مشکلی ندارم ولی خالی بستنت اذیتم میکنه [نگران]

pariiiii

salam . veb khobi dariiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii lotfan b veb man ham sar bzanid va nazar khodetonooooooooooo bedid.. mesiii ajijam ,,[متفکر] منتظرت مي مونم. [ماچ][نیشخند][قلب][هورا]

...

نه عزیز من تا حالا خودمو چشم نکنم موفق بودم و از وقتم درست استفاده کردم ولی نمیدونم با این اعتماد به نفس خیلی زیاد تو چی کار باید کرد [ابرو]

Zahra

سلام.......وبت خیلی قشنگه............راستی لینکت کردم........به منم سر بزن ...........خوشحال میشم