برنامه ایی که داشتم شروع کردن دوباره زبان برنامه نویسیه... 

یه همکاری دارم که دورادور باهم کار میکنیم... وقتی ازم پرسید رشته ام چیه و بهش گفتم کامپیوتر خوندم... دعوتم کرد به یه جمعی که برنامه نویسان برگزار میکنن.

تا جلسه سوم گیج بودم... هی به خودم فحش میدادم که چرا سه سال ونیمه که برنامه نویسیم رو گذاشتم کنار (آخه من شاگرد اول برنامه نویسی بودم توی دانشگاه)...

یه تشویق کوچیک از این همکار و یه انگیزه بزرگ از دوستش باعث شد که دوباره شروع کنم...

خیلی خوشحالم ... اینجا کسی به من سرکوفت نمیزنه که چرا دیر شروع کردم یا چرا درسم رو ول کردم.

همه کمک میکنن... جمعشون رو دوست دارم.

اما فعلا از نظر جسمی زود خسته میشم... البته حق دارما. هفت صبح میرم بیرون نه شب برمیگردم خونه تازه اگه طاقت بیارم تا یازده شب باید درس بخونم...

 

فردا هم که روز عاشقانه... این روز رو به همه تبریک میگم.

 

هی گاد! انرژی - انرژی - انرژی

 

 

/ 36 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آخرین فرصت

احیانا نمیخوای بنویسی آلیسی[سوال] سلام خوبی؟ حالدون چطورس آجی؟[نیشخند] [گل]

آنا

سلام. کجایی ازت خبری نیست؟[سوال]

Persian Friends

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال دل نوشته های بهاری شما

قطره

[قلب]

شهلا7

سلام عزیزم.خوبیییی؟

مامان یاسمین

سلام خوبین خیلی کنجکاو شدم بدونم این همایشها رو کجا و چه جوری برگزار می کنید منم برنامه نویسم ولی خیلی احساس عقب موندگی می کنم یه چند وقتیه از محیط برنامه نویسی دور افتادم و فقط تکرار مکررات اگه محیط مجازیه منم دوست دارم شرکت کنم